I
wasn't jealous before we met
now every woman I see
is a potential threat
and I'm possessive
it isn't nice
you've heard me saying
that smoking was my only vice
but now it isn't true
now everything is new
and all I've learned
has overturned
I beg of you
Don't go wasting your emotion
lay all your love on me
It was like shooting a sitting duck
a little small talk
a smile and baby I was stuck
I still don't know
what you've done with me
a grown-up woman
should never fall so easily
I feel a kind of fear
when I don't have you near
unsatisfied
I skip my pride
I beg you dear
Don't go wasting your emotion
lay all your love on me
don't go sharing your devotion
lay all your love on me
I've had a few little love affairs
they didn't last very long
and they've been pretty scarce
I used to think that was sensible
it makes the truth
even more incomprehensible
'cause everything is new
and everything is you
and all I've learned
has overturned
what can I do
Don't go wasting your emotion
lay all your love on me
don't go sharing your devotion
lay all your love on me
دوستای خوبم ترجمه ترانه رو در ادامه متن بخوانید...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 15:15 توسط ماهك
|

به من نگاه کن واسه ی یه لحظه
نگات به صد تا آسمون می ارزه
من از خدامه بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو
من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونه ات
سر بذارم رو شهر امن شونه ات
من از خدامه بمونی کنارم
منکه به جز تو کسی رو ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم می خواد بگی چه جوری
من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اون همه درد
خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:59 توسط ماهك
|

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره
ولی خیلی تنگ میشه گاهی می ترسم بمیره
اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه
باز حیاط خلوت سینه امو جارو میزنه
میگمش تا کی می خوای عاشق بشی و بشکنی
به روی خودش نمیاره می پرسه با منی
با کیم با تو ی عاشق پیشه ی سربه هوا
با توی دیوونه ی بی سر و پا
با تو که هر چی دارم می کشم از دست توهه
با تو که هرجا میرم اسیر در بست توهه
کی می خوای دست از سر آبروی من برداری
کی می خوای عقلی که دزدیدی سرجاش بذاری
کی می خوای بزرگ بشی سنگین بشینی سرجا
سربرا بشی و دنیارو نذاری زیر پا
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:17 توسط ماهك
|

من یه قلبم که هنوزم می زنه برای عشقت
زندگیشو جا گذاشته توی ماجرای عشقت
قلبم میزنه برای عشقت
تو یه اسمی که همیشه می مونه تو خاطراتم
تو گذاشتی و پریدی من هنوز تو ماجراتم
من یه دلداده ی خسته تو کتابای نبسته
تویی عکس یه عروسک که تو آیینه نشسته
کاش دلش نیاد زمونه برای ما کم بذاره
کاشکی دنیا ما دو تا رو سر راه هم بذاره
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:30 توسط ماهك
|

عاشقت شدم آی گل بهار
عاشقت منم پاییزو نیار
عاشقت شدم یار مهربون
من دوست دارم پیش من بمون
بدون زیر این گنبد کبود
هیچکی مثل من عاشقت نبود
بیا من و تو هم صدا بشیم
یه قسه واسه عاشقا بشیم
تو واسه ام بگو غنچه ی طلا
عشق دیگه کجاست توی قصه ها
من دلم می خواد که ما بشیم
از شب سیاه جدا بشیم
عاشقت شدم ای گل بهار
عاشقت منم پا ییزو نیار
عاشقت شدم یار مهربون
این دفعه نرو پیش من بمون
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:13 توسط ماهك
|

آخر چه کار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نرم بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:36 توسط ماهك
|

به شما نمی رسم من که شما خود بهشتی
چی بگم واژه نمونده همه رو شما نوشتی
من خاکی تو زمینم شما اوج آسمونی
ببارین تو قصه می گم شما خیلی مهربونی
گلای سرخ تو باغچه گلای آبی گلدون
همیشه کنارتونن بهارا می شن یه مهمون
دریا ها اشک نگاتون باغا عطر گیسواتون
به کویر می گم چی داری می گه گرمای صداتون
غمتون زرده مثه برگ که پاییز رفت و رهاش کرد
مثه عاشقی که یارش دست به دامن خداش کرد
چشاتون مثه ستاره همونی که بی قراره
مثه اون شهاب پر نور که یه دم آروم نداره
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 16:38 توسط ماهك
|

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه
کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه
راست بگو منکه نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاددونه دونه با حوصله باز می کنه
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره
کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید ببره
کی میگه حق تا همیشه با توهه
واسه ی خاطر تو کی میره پشت پنجره
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته
کی برات می میره کی نمیشه خسته
کی تو رو می ذاره روی دو تا چشماش
کی اگه نباشی میگیره نفس هاش
من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو
با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو
تو خودت داور میدون شو بگو
کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو
من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی
کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی
کی بیداره تا تو خوابت ببره
کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:6 توسط ماهك
|

کیه چشمای تو رو ببینه طاقت بیاره
تو باید قصه باشی قصه حقیقت نداره
تو رو از خیال شاعرا به من هدیه دادن
تو رو از باغای خلوت خدا فرستادن
منکه رسم عاشقی رو مثل مجنون بلدم
تو رو باور می کنم اما هنوز مرددم
اون کدوم ابره که دلتنگ تو باشه نباره
کیه با چشم تو روبرو بشه کم نیاره
تو همونی که غم جدایی رو خاک می کنی
شکو از لمس سرانگشتای من پاک می کنی
+
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 12:23 توسط ماهك
|
I must be crazy now
Maybe I dream too much
But when I think of you
I long to feel your touch
To whisper in your ear
Words that are old as time
Words only you would hear
If only you were mine

I wish I could go back to the very first day I saw you
Should've made my move when you looked in my eyes
'Cause by now I know that you'd feel the way that I do
And I'd whisper these words as you'd lie here by my side
I love you, please say
You love me too, these three words
They could change our lives forever
And I promise you that we will always be together
Till the end of time
So today, I finally find the courage deep inside
Just to walk right up to your door
But my body can't move when I finally get to it
Just like a thousand times before
Then without a word he handed me this letter
Read I hope this finds the way into your heart, it said
I love you, please say
You love me too, these three words
They could change our lives forever
And I promise you that we will always be together
Till the end of time
Well maybe I, I need a little love yeah
And maybe I, I need a little care
And maybe I, maybe you, maybe you, maybe you
Oh you need somebody just to hold you
If you do, just reach out and I'll be there
I love you, please say
You love me too
Please say you love me too
Till the end of time
These three words
They could change our lives forever
And I promise you that we will always be together

Oh, I love you
Please say you love me too
Please please
Say you love me too
Till the end of time
My baby
Together, together, forever
Till the end of time
I love you
I will be your light
Shining bright
Shining through your eyes
My baby
دوستای گلم لطفا ترجمه ترانه رو در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:40 توسط ماهك
|
Always trying to explain
why youre so cold
I think we are missing the point
that you are not willing to stretch out and find someone
and thats whats keeping you so lonely
Youre not alone.
There are so many people out there
that would love to spend a minute out with you
You are not alone
You are just afraid of finding someone who would take good care of you
Trying to get out from that dark and lonely hole you think you are in
And you take 10 pills
trying to end all this pain and suffering
and thats whats keeping you so lonely
You are always trying to hide all your pain
locking all your fears inside
دوستای گلم ترجمه ترانه رو در ادامه مطلب بخونید..
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:11 توسط ماهك
|

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي
اهل هرجا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي
منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو باتو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هرچي كه هست تو بخواي من قانعم
اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چي مي شد شعر سفر بيت آخري نداشت
عمر كوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:50 توسط ماهك
|

تندی رگبار از تو
سر پناه یار از تو
قلب بر دیوار از من
شهر بی حصار از تو
گونه ی تبدار از من
بغض چشمه سار از تو
خواب گندمزار از تو
بخشش و ایثار از تو
هق هق بسیار از من
تردی بهار از تو
اسب بی سوار از من
قصه ی فرار از تو
نفس نفس بودن من از تو
شکفتن و گفتن من از تو
مرورم کن خط به خط ازنو
بیا ببین درچه حالم از تو
ببین ببین چه زلالم از تو
بیا شعر محال من شو
این ترانه ها از تو
نظم و وزن ما از تو
خواب این سفر از من
راه ناکجا از تو
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 21:23 توسط ماهك
|

من سكوت مبهمه يه خواهشم
بنده ي فلسفه ي نوازشم
تو تمامي سرود بودني
لحظه ي خدايي سرودني
آشناي بهترين ترانه ها
قهرمان قصه و فسانه ها
خيلي وقته دوباره تنگه دلم
تشنه ي شنيدن زنگه دلم
تا بپيچه توي گوش من صدات
صداي قشنگ و خوب خنده هات
آره سخت مي دونم جدايي ها
قصه ي غصه ي آشنايي ها
اما مي دونم يه روز مي بينمت
از درخت غصه ها مي چينمت
شاخ بيد سر راتو مي شكنم
پهلوون قصه هاي تو منم
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:10 توسط ماهك
|

بذار شب چشماشو رو هم بذاره
تا بگم چقدر دلم دوست داره
نمي گم اندازه ي ستاره ها
نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا
من تو رو قد خودت دوست دارم
زندگيمو روي چشمات مي ذارم
تو دلت شكستني مثل صداست
تو وجودت چيزي غير از آدماست
تو بايد گل مي شدي تو باغ نور
تو زيادي واسه اين چشماي شور
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:0 توسط ماهك
|