
در شبي غمگين تر از من قصه رفتن سرودي
تا كه چشمم را گشودم از كنارم رفته بودي
اي دريغا دل سپردن به عشق تو بيهوده بود
وعده و خنده هاي تو به نيرنگ آلوده بود
اي ز خاطر برده عشق آتشينم
رفتي اما من فراموشت نكردم
چلچراغ روشن بيگانه بودي
سوختم و بيهوده خاموشت نكردم
رفتي اما قلب من راضي نشد
بر تو و بر عشق خود نفرين كند
بي تو شايد بعد از اين افسانه ها
ترك عشق و اين غم ديرين كند
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 10:24 توسط ماهك
|

به من بگو دروغاتو یا اینکه اون قسم هاتو
دستای سرد سرد تو یا بوسه های گرم تو
اون شکوه و شکایتو اون گوشه و کنایه تو
حرفای عاشقونه تو یا دم به دم بهونه تو
اون خنده ها و دلبری یا وعده های سرسری
کدومو باور بکنم موندم من و ناباوری
اون دل بی قرارت یا پای در فرارت
وای که شدم شکارت
این دل و اون دل نکن خیال باطل نکن
کارمو مشکل نکن
برای با تو بودن تا کی باید صبر کنم
تو این آشفته بازار من کی رو باور کنم؟
طفلی کبوتر دل بدجوری شد اسیرت
پرش شکسته اما باز می خوره فریبت
چیکار کنم که این دل از تو نمیشه غافل
منو دیوونه کرده اما نمیشه عاقل
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 20:54 توسط ماهك
|

اگه ماه از آسمون پايين بياد در بزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه
رو سرم هزارتا فرياد بزنه
چون تو مهمون مني
درو وانمي كنم
مونس جون مني درو وا نمي كنم
درو وا نمي كنم نه درو وا نمي كنم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:6 توسط ماهك
|
When I'm lost, in the rain, in your eyes I know I'll find the light to light my way.
When I'm scared, losing ground, when my world is going crazy, you can turn it all around yes
And when I'm down you're there pushing me to the top. You're always there givin' me all you've got.
For a shield from the storm, for a friend for a love to keep me safe and warm, I turn to you.
For the strength to be strong, for the will to carry on, for everything you do for everything that's true I turn to you, yes.
When I lose the will to win I just reach for you and I can reach the sky again. I can do anything, cuz your love is so amazing, cuz your love inspires me. And when I need a friend you're always on my side, givin' me faith to get me through the night.
For a shield (for a shield)
from the storm (from the storm)
for a friend, for a love to keep me safe and warm.
I turn to you. (I turn to you)
For the strength (for the strength)
to be strong for the will to carry on.
For everything you do I turn to you.
(oh yeah ohhh)
For the arms to be my shelter through all the rain. For truth that will never change. For someone to lean on.
For a heart I can rely on through anything. For the one who I can ruuuuuuuuuuuunnnnnnn to
ohhhhh yeah
(so do you oh yeah)
For a shield from the storm, for a friend, for a love to keep me safe and warm (to keep me safe and warm, yeah)
I turn to you (i turn to you)
for the strength (for the strength yea)
to be strong, for the will to carry on.
For everything you do (everything you do)
for everything that's true
for everything you do
for everything that's true
I turn to you.
سلام دوستای خوبم ترجمه متن رو در ادامه مطلب بخونین
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:29 توسط ماهك
|
به ياد عمو سعيد گلم كه اين آخرين آوازي بود كه خوند...
شبي كه آواي ني تو شنيدم
چو آهوي تشنه پي تو دويدم
دوان دوان تا لب چشمه رسيدم
نشانه اي از ني و نغمه نديدم
تو اي پري كجايي كه رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان دري نمي گشايي
من همه جا پي تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوي تو را زگل شنيده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو اي پري كجايي كه رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان دري نمي گشايي
دل من سرگشته ي توست
نفسم آغشته ي توست
به باغ روياها چو گلت بويم
به آب و آيينه چو مهت جويم
تو اي پري كجايي
در اين شب يلدا ز پي ات پويم
به خواب و بيداري سخنت گويم
تو اي پري كجايي
مه و ستاره درد من مي دانند
كه همچو من پي تو سرگردانند
شبي كنار چشمه پيدا شو
ميان اشك من چو گل وا شو
تو اي پري كجايي كه رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان دري نمي گشايي
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:25 توسط ماهك
|

یه قصه ی قدیمی یه قصه گوی خسته
وقتی بابا نداری نوشتنش رو تخته
چه سخته چه سخته
وای بابا ندارم بابام چشماشو بسته
بابا چشماتو واکن ببین قلبم شکسته
چه سخته چه سخته
نوشتن بابا رو تخته
خدا بابام نمرده بابا اهل نبرده
یه گوشه ای می میرم اگه که برنگرده
بابا چشماتو واکن
بابا منو نگاه کن
ببین دلم شکسته
بابا لباتو واکن
بابا منو صدا کن
آب بابا چه سخته نوشتنش رو تخته
وقتی بابا نداری
گفتنشم چه سخته
آب بابا خداحافظ رفتی بابای خوبم
می خوام برم رو خورشید عکس تو رو بکوبم
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:25 توسط ماهك
|

الهی که شفا پیدا کنی تو
واسه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنیا که بی وفایی رسمه
رفیق با وفا پیدا کنی تو
حالا تموم دنیا رو بگردی
مثل من عاشقی پیدا کنی تو
نرو افسانه ی من ناتمومه
بدون اگه بری کارم تمومه
بهت گفتم بیا دنیای من باش
کنارت حتی مردن آرزومه
شنیدم تو دلت انگار می گفتی
که عاشقی کجاست وفا کدومه
می خوام به سردی شبهام بخندم
می خوام به پوچی فردام بخندم
وقتی می بینمت با دیگرونی
تو اوج گریه هام می خوام بخندم
می خوام داد بزنم تنهای تنهام
می خوام وقتی می گم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندونی تو
غم و غصه دل ارزونی تو
نگو دوست دارم به یک غریبه
می شه اون مثل من زندونی تو
رسیده اون شبی که تو می خواستی
چه بده آخره مهمونی تو
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:14 توسط ماهك
|

سپیده دم نم نم بارون و پرواز یه حس غریب آواز
یه بهونه واسه آغاز
ای عشق من اوج پاییز شد با تو بهارم
تا مرز عشق من باید ببارم
وقتی باشی تا ابد تو یارم
یه شب تو خواب دیدم که توی آسمون
توی دستای تو شدم رنگین کمون
هفت رنگ آشنا منم در یاد تو
اگه باشی با من منم فریاد تو
طلوع کن تو ای خورشید طلایی
از پشت ابرا قلبمو نگاه کن
تویی که حس عشقی توی رگهام
منو تا عشق با خود همصدا کن
طلوع کن تو ای خورشید طلایی
از پشت ابرا قلبمو صدا کن
تویی که حس عشقی توی رگهام
مرگ پاییزی توی شبهام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:35 توسط ماهك
|

من و انتظار و کابوس تنهایی
من و حس اینکه هرلحظه اینجایی
دارم آینه ها رو گم می کنم کم کم
تو رو هر طرف رو می کنم می بینم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی
اگه این بهارم بر نگردی خونه
دیگه چیزی از من یادت نمی مونه
منو رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد می شم
دارم عاشقی رو با تو بلد می شم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 20:51 توسط ماهك
|

بوسه ی باد خزونی با هزار نامهربونی
زیر گوش برگ تنها میگه طعمه خزونی
برگ سبز و ترو تازه رنگ سبزشو می بازه
غرق بوسه های باد و وحشت روزای تازه
می کنه دل از درخت و میشه آواره ی کوچه
کوچه ای که یادگار روزای رفته و پوچه
میشینه گوشه ی کوچه چشم به آسمون میدوزه
می کنه یاد گذشته دلش از غصه می سوزه
یاد باد یاد گذشته شادباد
این دل زرد و تهی در حسرت دیدار باد
یاد روزایی که کوچه زیر سایه ی تنم بود
مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه ی باد چی بگم ای داد و بی داد
همه زردی و تباهی مردن و رفتن از یاد
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 20:43 توسط ماهك
|

یادش بخیر روزایی که گل یاست بودم
یادش بخیر قدیما هوش و حواست بودم
حالا ازم رنجیدی رفتی ازم بریدی
دیگه تو قهری با من جوابمو نمی دی
تا یه قدم بذاری میام به پیشواز تو
میشم مثل گذشته دلبر طناز تو
حیفه من و تو از هم برنجیم و جداشیم
مثل یه عکس کهنه رنگ گذشته هاشیم
دو روز دنیا عزیزم ارزش نداره
فاصله بین من و تو سردی میاره
خونه رو گلخونه می کنم برات
تا که باز عشقو ببینم تو چشات
از راه بیا امشب بیا به دیدارم
در انتظار تو همیشه بیدارم
هنوز تویی دار و ندارم
بگو مگه دوستم نداشتی
چرا رفتی تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم
عزیزم آشتی آشتی
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 22:43 توسط ماهك
|
Don't stop. Never give up
Hold your head high and reach the top
Let the world see what you have got
Bring it all back to you
Bring it all back now
Hold on to what you try to be, your individuality
When the world is on your shoulders
Just smile and let it go
If people try to put you down
Just walk on by, don't turn around
You only have to answer to yourself
Don't you know it's true what they say
In life it ain't easy
But your time's coming around
So don't you stop tryin'
Don't stop. Never give up
Hold your head high and reach the top
Let the world see what you have got
Bring it all back to you (Bring it all back now)
Dream of falling in love
Anything you've been thinking of
When the world seems to get too tough
Bring it all back to you (Bring it all back now) (Na Na Na...)
Bring back...bring back...na,na,na...
Try not to worry 'bout a thing
Enjoy the good times life can bring
Keep it all inside you, gotta let your feelings show
Imagination is the key, cos you are your own destiny
You never should be lonely, when time is on your side
Don't you know it's true what they say
Things are sent to try you
But your time's coming around
So don't you stop trying
سلام
دوستان عزیزی که مایلند ترجمه ترانه رو ببینند روی ادامه مطلب کلیک کنند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:14 توسط ماهك
|

نه این قرارمون نبود توبی خبر بری
من خسته شم که تو بی همسفر بری
نه این قرارمون نبود من رنگ شب بشم
تو سرسپرده شی من جون به لب بشم
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بیخود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد ای همنفس
وقتی قلبت از من جداست سرگردون بی هم صداست
انگار دستت با دست من نا آشناست
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 18:8 توسط ماهك
|

حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگ ها دور از خدا
به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تو رو دارم که باورم نمیشه
تو با این چرب زبونی هی به من دروغ می گی
می خواهی گولم بزنی هی به من دروغ می گی
تو بادل شکسته ام انقده جفا نکن
تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نکن
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:40 توسط ماهك
|

اگه برم اگه برم رنگ گریه با صدامه
اگه نرم اگه نرم روز مرگ خنده هامه
نمی تونم رها کنم خودمو از این اسیری
کجا برم کجا برم زنجیر غمت به پامه
به من بگو بگو به من
دیروز برات چی بودم عروس حجله بسته
امروز برات چی هستم عروسک شکسته
دستای تو دیگه دست یه مهربون نیست
حرفای تو دیگه حرف یه همزبون نیست
آی چه می دونی چه دردیه
تو کاسه ی سیاه و مات چشم عروسک
آی چه می دونی چه حرفیه
رو لبای غمزده ی بی خشم عروسک
فانوس بزرگ عشق تو بی فروغ بود
حرفای قشنگت مثل خودت دروغ بود
عروسک شکسته ای که همه تنش نگاهه
بخاطر نگاه تو چشم شیشه ایش به راهه
وقتی میای زمستونش پر لاله های سرخه
وقتی می ری بهارشم پر لاله ی سیاهه
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:34 توسط ماهك
|

وقتشه وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه از تو گذشتن وقتشه
فرصت تولد دوباره نیست
مردن دوباره ی من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن
این کلام آخرینه
فرصت ضجه نمونده
لحظه های واپسینه
دیگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگی رفیقم
توی شط سرخ نفرت
بی صدا ترین غریقم
من عروسک کدوم بازی وحشت
من عروس زخمی کدوم تبارم
که مثل تولد فاجعه سردم
که مثل حادثه آرامش ندارم
سرد و ساکت و شکسته
آینه قدیمی ام من
با چراغ و گل غریبه
با غبار صمیمی ام من
می مونم زیر هجوم سنگی آوار کینه
واسه بازیچه نموندن آخرین بازی همینه
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:23 توسط ماهك
|

با هر نگاه بر آسمان اين خاک
هزار بوسه مي زنم
نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر
و خليج هميشگي فارس مي گيرم
من نگاهم از تنب کوچک و بزرگ و
ابوموسي نور مي گيرد
من عشقم را در کوه گواتر

در سرخس و خرمشهر
به زبان مادري فرياد خواهم زد
تفنگم در دست و سرودم بر لب
همه ايران را مي بوسم
من خورشيد هزارپاره ي عشق را
برخاک وطن مي آويزم
اي وارثان پاکي من آخرين نگاهم بر
آسمان آبي اين خاک
و خليج هميشگي فارس فارس فارس خواهد بود
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:7 توسط ماهك
|
Don't Wanna Lose You Now
I never thought that I would lose my mind
That I could control this
Never thought that I'd be left behind
That I was stronger than you, baby
Girl if only I knew what I've done
You know, so why don't you tell me
And I, I would bring down the moon and the sun
To show how much I care
Don't wanna lose you now
Baby, I know we can win this
Don't wanna lose you now
No no, or ever again
I've got this feeling you're not gonna stay
It's burning within me
The fear of losing
Of slipping away
It just keeps getting closer, baby
Whatever reason to leave that I've had
My place was always beside you
And I wish that I didn't need you so bad
Your face just won't go away
I never thought that I would lose my mind
That I could control this
Never thought that I'd be left behind
That I was stronger than you
Don't want to lose to loneliness
Girl I know we can win
Don't want to lose to emptiness, oh no
Never again
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:7 توسط ماهك
|

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه با وفایی
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من می خوام بیای بمونی
من و تو چه بی کسیم وقتی تکیه مون به باده
بد و خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم
تا به فردای دوباره با تو هم قسم ترینم
بد و خوبمون یکی دستمون تو دست هم بود
خواهش هر نفس من با تو هم صدا شدن بود
با تو هم قصه دردم هم صدا تر از همیشه
دو تا همخون قدیمی از یه خاکیم و یه ریشه
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:2 توسط ماهك
|

تو كاري كردي كه كافر نكرده
به هر كس گفتمش باور نكرده
تو همچي كفتر عشقو پروندي
كه تو هيچ آسموني برنگرده
تو كاري كردي كه دشمن نمي كرد
كه دشمن سهله اهريمن نمي كرد
من اونقدر با وفا بودم كه جز تو
كسي ظلمي چنين با من نمي كرد
چوبه ي دارو بستي پاي دار ما نشستي
طناب دار و بافتي كار دل ما رو ساختي
هزار دفعه شمردم با هر كدومش مردم
نيومدي سراغم تو رو به خدا سپردم
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 14:52 توسط ماهك
|
من تو رو دوست دارم اندازه ي دنيا

نمي تونم كه بمونم بي تو اينجا
شبا وقتي مي مونم خسته و تنها
تا بياي مي شمرم ثانيه ها را
تو هموني سهم من از عاشقي و آشنايي
اگه دوري اگه نزديك با دل من همصدايي
غمگين و تنها بودم و قتي تو پيدا شدي
گل بارون شدي واسه تشنگيهام
يه بهانه تا من بمونم اينجا
من مي خوام پنجره ها رو به خورشيد وابشه
شب دلتنگي از اين خونه بره تو بموني
من مي خوام روزاي بعد روز آفتابي بشه
شب خاكستري مهنتابي بشه تو بموني
تو بموني تو كه دستات داره بوي مهربوني
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 12:32 توسط ماهك
|

توشدی مهمون من مهمون قلبم
از صدات زمزمه عشقو شناختم
تو به من قشنگ ترین لحظه رو دادی
من واسه ات قشنگ ترین قصه رو گفتم
نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم
عاشقیت همیشه با من عشق من همیشه با تو
گریه هام می گذرم از من زندگیم پر میشه با تو
اومدی تو روزگارم دیگرون رفتن و رفتن
من اگه واسه ات عزیزم اینو پنهون نکن از من
تو طلای آفتاب و نفس سبز زمینی
تو گل زنبق و لاله از یه فصل نازنینی
وقتی که به تو رسیدم لحظه چشماتو دیدن
به من این مژده رو دادی که رسیدم، نرسیدم
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 16:16 توسط ماهك
|

لالايي كن بخواب خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزارتا رنگه
يه وقت بيدار نشي از خواب قصه
يه وقت پا نذاري تو شهر غصه
لالايي كن مامان چشماش بيداره
مثل هر شب لولو پشت ديواره
ديگه بادبادك تو نخ نداره
نميرسه به ابر پاره پاره
همه چي يكي بود و يكي نبوده
به من چشمات ميگه اين دريا حسوده
اگه سنگ بندازي تو آب دريا
مياد شيطون با من به جنگ و دعوا
ديگه ابرا تو رو از من ميگيرن
گلاي باغچه مون بي تو مي ميرن
لالايي كن لالايي كن مامان تنهات نميذاره
دوستت داره دوستت داره ميشينه پاي گهواره
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 9:31 توسط ماهك
|

در دل كوه غرور بر سر قله ي دور
قلعه اي از فولاد قد كشيده سوي نور
كسي از اين همه مرد دستي از اينهمه دست
فاتح قلعه نشد نه به تزوير و نه زور
روح من آن كوه است دلم آن قلعه سرد
كه ندارد به درون ترس شكست
هر دم از جوشش خشم يا غم و كينه و مهر
مي رود برج دلم دست به دست
آه اي عشق و اميد اي فاتح
فتح كن قلعه ي فولاد دلم
دلم از كينه و نفرت پوسيد
برس اي عشق به فرياد دلم
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:48 توسط ماهك
|

ديگه ندارم طاقت موندن
من اين شهرو رها مي كنم از درد شبونه
دل موطن من مرده ز بيداد زمونه
ايران ايران سرم روي تن من
نباشه گركه بيگانه بشه هموطن من
اگه خاك من از دست بره جايي ندارم
دلم مي ميره از غصه ديگه نايي ندارم
بجز نام تو اي مام وطن اي موطن من
دگر بر روي لب هاي خود آوايي ندارم
روز بین المللی کورش کبیر رو به تمام هموطنانم تبریک می گم.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:30 توسط ماهك
|

كوچه ي شهر دلم از صداي پاي تو خاليه
نقش صد خاطره از روزاي دور
عابر اين كوچه ي خياليه
به شب كوچه ي دل ديگه مهتاب نمياد
توي حجله چشام عروس خواب نمياد
كوچه ي شهر دلم بي تو كوچه ي غمه
همه روزاش ابريه روز آفتابيش كمه
غم تنهايي داره كوچه ي دل بدون تو
همه شعر دفتر من مال تو براي تو
بوي دستاي تو داره غربت دستاي من
ياد قصه هاي تو مونس لحظه هاي من
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:11 توسط ماهك
|

بيا كه هميشه نگاه من به راهه
دلي كه شكستي قسم به تو بي گناهه
دور از تو نگاهم خسته و بي فروغه
افسانه هاي عشق تو كتابا دروغه
چيزي كه از تو مونده نشونه
يه عكس تنهاست تو كنج خونه
تو رفتي و من دلم اسيره
عكس تو مي گه هركي كه تنهاست بايد بميره
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 15:29 توسط ماهك
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:3 توسط ماهك
|

پرسه در خاک غریب پرسه ی بی انتهاست
هم گریز غربتم زادگاه من کجاست
تو شبای پرسه ی دلواپسی که می خوام دنیارو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم
به کدوم لهجه تورو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام
توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف میشه بهم رسید
همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام
گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله واپسین وداع
غزلای عشقو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها محله ها
اینجا دفترچه های بی خاطره ان
برام از خاطره سنگری بساز
بید بی ریشه رو شنباد می بره
نسل بی گذشته رو خاک غریب
مثل شخم کهنه از یاد می بره
می خوام از باغچه سبز اونروزا
سبد خاطره هامو پرکنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن
شهر سالخوردگیامو پر کنم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:19 توسط ماهك
|
You're a song
Written by the hands of God
Don't get me wrong
'Cause this might sound
To you a bit odd
But you own the place
Where all my thoughts
Go hiding
And right under your clothes
Is where I find them
Underneath your clothes
There's an endless story
There's the man I chose
There's my territory
And all the things
I deserve
For being such
A good girl honey
'Cause of you
I forgot the
Smart ways to lie
Because of you
I'm running out of
Reasons to cry
When the friends are gone
When the party's over
We will still belong
To each other
I love you more than all
That's on the planet
Movin' talkin' walkin' breathin'
You know it's true
Oh baby it's so funny
You almost don't believe it
As every voice is hanging from the silence
Lamps are hanging from the ceiling
Like a lady tied to her manners
I'm tied up to this feeling
Underneath your clothes
There's an endless story
There's the man I chose
There's my territory
And all the things
I deserve
For being such
A good girl honey
Underneath your clothes
Wah-oh oh oh oh
There's the man I chose
There's my territory
And all the things
I deserve
For being such
A good girl
For being such
A good girl
Ye...h
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 15:4 توسط ماهك
|

بیا بیا که پابندم به عشق تو هنوزم
شبونه از سفر بیا که از تو باشه روزم
بیا که بعد تو رنگ منو آفتاب ندیده
گیسوی انتظار من به زانوهام رسیده
اما از اون روزا دیگه نیومدی به خواب من
فریاد من هرچی که بود کسی نداد جواب من
از اون روزا حتی تو رو تو فال حافظ ندیدم
خط فراموشی دیگه روی اسم تو کشیدم
هرچی که از تو مونده بود برای من خاطره شد
مثل یه باغ پاییزی روبروی پنجره شد
پاهای من منتظر سرود رفتن تو شد
پیرهنی که دوخته بودم اندازه ی تن تو شد
قاصدکا مژده می دن که دیگه از راه می رسی
تا نفسی تازه بدی به لحظه های بی کسی
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 23:34 توسط ماهك
|

منكه پاييز تنم زخمي باده
دلم حسرت كش لحظه اي شاده
عطر باغ تن تو ساده ي ساده
به تن مرده ي من زندگي داده
به چشماي تو بسته زندگيشو
تمام باور و دلبستگيشو
تو مي توني با دو دست گرم عاشق
بگيري از نگاهم خستگيشو
براي دل افتاده يه اتفاق ساده
به سادگي دل من دل به دل تو داده
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:42 توسط ماهك
|

از برت دامن كشان رفتم اي نامهربان
از من آزرده دل كي دگر بيني نشان
رفتم كه رفتم
شمع بزم ديگران شو
جام دست اين و آن شو
هرچه بودي هرچه بودم بي خبر
رفتم كه رفتم
از من ديوانه بگذر بگذر اي جانانه بگذر
هرچه بودي هرچه بودم بي خبر
رفتم كه رفتم
بعد از اين بعد از اين كن فراموشم كه رفتم
ديگر از دست تو مي نمي نوشم كه رفتم
با دل زود آشنا گشتم از دامت رها
بي وفا بي وفا بي وفا رفتم كه رفتم
عاشقان را بگذاريد بنالند همه
مصلحت نيست كه اين زمزمه خاموش كنيد
من نگويم كه به درد دل من گوش كنيد
بهتر آن است كه اين قصه فراموش كنيد
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:1 توسط ماهك
|

اي ايران اي مرز پرگهر
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده باشي و جاودان
اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم
جان من فداي خاك پاك ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
سنگ كوهت در و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كي برون كنم
برگو بي مهر تو چون كنم
از آب و خاك و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود تهي شود دلم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
ايران اي خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيكرم
جز مهرت در دل نپرورم
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ايزدي هميشه رهنماي ماست
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 9:45 توسط ماهك
|