
بذار شب چشماشو رو هم بذاره
تا بگم چقدر دلم دوست داره
نمي گم اندازه ي ستاره ها
نمي گم تو رو مي خوام قدر خدا
من تو رو قد خودت دوست دارم
زندگيمو روي چشمات مي ذارم
تو دلت شكستني مثل صداست
تو وجودت چيزي غير از آدماست
تو بايد گل مي شدي تو باغ نور
تو زيادي واسه اين چشماي شور
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:0 توسط ماهك
|

گريه بس كن نمي خوام
زير بارون بشينم
با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن
تا كه خورشيدو ببينم
سرو شيراز تويي تو
مايه ي ناز تويي تو
تو كه بهتر از اميدي
تو كه خوشتر از نويدي
تو كه خوبي تو كه نازي
اي كه با غصه بسازي
زندگي خواب و خياله مگه نه
همه چي رو به زواله مگه نه
عمر جاودان محاله مگه نه
عمر جاودان محاله
زندگي يك نفسه
غم بيهوده بسه
تلخي عمرو به شيريني شادي ببخش
شاديا پشت درن
خنده ها منتظرن
آخه تاريكي مي ميره تا بخنده سحر
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:28 توسط ماهك
|
Nobody Wants to be Lonely
There you are
In a darkened room
And you're all alone
Looking out the window
Your heart is cold
And lost the will to love
Like a broken arrow
Here I stand in the shadows
Come to me
Come to me
Can't you see that
CHORUS:
Nobody wants to be lonely
Nobody wants to cry
My body's longing to hold you
So bad it hurts inside
Time is precious and it's
Slipping away
And I've been waitin' for you all
Of my life
Nobody wants to be lonely
So why
Why don't you let me love you
Can you hear my voice
Do you hear my song
It's a serenade
So your heart can find me
And suddenly you're
Flying down the stairs
Into my arms, baby
Before I start going crazy
Run to me
Run to me
Cause I'm dyin'
CHORUS
I wanna feel you need me
Just like the air you're breathin'
I need you here in my life
Don't walk away
Don't walk away
Don't walk away
Don't walk away, no
Nobody want to be lonely
Nobody wants to cry
دوستای گلم لطفاْ ترجمه این ترانه رو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:57 توسط ماهك
|

چه کار به کار شب داری
بذار تا خوابش ببره
ماه اگه بیداره ولی
پلک ستاره می پره
چه کار به سایه ها داری
که لحظه ها رو کش می دن
مراقبان بی خطر
احساس آرامش میدن
اگر کمی فرصت باشه
آفتاب هنوز زیاد میاد
اگر کمی فقط کمی
دلت بخواد دلت بخواد
چه کار به بیشترک داری
دیروز لب گزیده ها
تجربه کن نترس از این
نرفته ها ندیده ها
چشم تو از فکرای بد
ابر زمستونی شده
شهر فرنگ بچه گی
یه گوشه زندونی شده
چه کار به قصه ها داری
خالی شو از پس پریروز
در لحظه ای که هست و نیست
برپر پروانه بسوز
فقط کمی بیشتر کمی
زنده تر از خاطره شو
در غیبت تن ذره ها
حافظه ی پنجره شو
فقط کمی کمی فقط
هوای تابستونی شو
تا موج کف زیاد بیاد
از تشنگی من و تو
تا می تونی آفتابی شو
پررنگ و زنده داغ داغ
سبز و سفید و سرخ سرخ
از چل ستون تاشاهچراغ
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 20:24 توسط ماهك
|

واسه من نیاردیگه انقدر بهونه
حالا که قلبم قدر تو رو می دونه
بگو می مونی با من بگو می خونی با من
مثل تو پیدا نمیشه دیگه واسه من
هفت روز هفته هفت بار در روز
باید بشنوم صدای کوچولومو هر روز
من تو رو بایه دنیا نمی کنمت عوض
ناراحتت می کنم نیست از رو غرض
وقتی ناراحتی تو ندارم آروم
میبارم مثل با رون با صدام شو آروم
بی تو لحظه ها حروم می شه شادی تموم
اینو بدون بی تو نمیآرم دووم
بیمار تو شدم تویی دوای دردم
بافته شده از خواستنت تار و پود قلبم
عشق من جون من همه ی عمرم
گل من ریشه ات رفت تو وجودم
نمیدم ماهمو به آسمون و ستاره ها
نمی دم گلمو به گلدون و باغچه ها
اسمون و ستاره ها گلدون و باغچه ها
مال تو, تو مال من
وقتی پیشمی ستاره می کنه حسودی
چون ماه پیش منه تو آسمون نبودی
واسه لذت بردن از ساحل وحشی
موجی که به صخره می خوره میشه زخمی
تنم زخمی واسه ات منم اون موج
می گذرم از جونم تا برسی به اوج
اگه نباشی رسیدن به بن بست
نمی دم به هیچ قیمتی تو رو از دست
نیاد پایین اشکت بدون تو قدرش
قطره شبنم داره کلی ارزش
ببین سرونازم می خوام باشی کنارم
درخته تشنه, منم برات می بارم
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:8 توسط ماهك
|

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس رسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی ابر
هرکجا نامه ی عشق است نشان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست
سایه زآتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 20:24 توسط ماهك
|

زندگی روز و شباش قشنگه همیشه
زندگی بدون هم چی میشه ؟ نمیشه
آتیش غمهات به مویی بنده نسوزی
خنده کن دنیا به روت بخنده یه روزی
اخماتو وا نکنی بخت تو هم وانمیشه
روشو که کم نکنی زندگی زیبا نمیشه
غصه ی امروز و فردا رو نخور که می گذره
غصه ها رنگ بهارو از دلامون می بره
می دونی که زندگی به خوب و بدهاش می نازه
هرکی باش لج بکنه لحظه هاشو مفت می بازه
زندگی عمر گله نجنبی غیبش می زنه
هرکی به گل دست بزنه شاپره نیشش می زنه
+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 23:34 توسط ماهك
|

ای مثل من عاشق که با یارت شدی تنها
یادت نره باز اونهمه حرفا و سخنها
با اون دیگه از عشق قشنگت بگو امشب
هر چیزی که می خواد دل تنگت بگو امشب
گفتن حالا وقته شنفتن حالا وقته
در باغ دل یار شکفتن حالا وقته
از این شور و حالت بگو با اون
از خواب و خیالت بگو با اون
دست به دامن حافظی هر شب
از نیت فالت بگو با اون
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:10 توسط ماهك
|

تو ای بال و پر من رفیق سفر من
می میرم اگه سایه ات نباشه رو سرمن
تویی خود خود عشق که بی تو نفسم نیست
کجا تو خونه داری که هرجا می رسم نیست
اهل کدوم دیاری کجا تو خونه داری
که قبله گاهم اونجاست هرجا که پامی ذاری
اهل کدوم دیاری گل کدوم بهاری
که حتی فصل پاییز باغ ترانه داری
آی دلبرم آی دلبر ای از همه عزیزتر
ای تو مرا همه کس داشتن تو مرا بس
تو دوره شبابم تو اومدی به خوابم
گفتی نیاز من باش ترانه ساز من باش
یه روزی راستی راستی همون شدم که خواستی
شدی تو سرنوشتم برای تو نوشتم
خسته ی دین و دنیا ملحد و کافر هستم
تویی تو مذهب من من تو رو می پرستم
با همه وجودم برای تو سرودم
در طلب تو هستم در طلب تو بودم
صدامو از تو دارم شعرامو از تو دارم
اما تو رو ندارم وای به روزگارم
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:47 توسط ماهك
|

عاشقم من عاشقي بي قرارم
كسي ندارد خبر از دل زارم
آرزويي جز تو در سر ندارم
من به لبخندي از تو خرسندم
مهر تو اي مه آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من زخدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پيوستم
از همه بگسستم
بر تو فدا سازم جان
خيز و با من بر افق ها نظر كن
دلنوازي چون نسيم سحر كن
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:55 توسط ماهك
|