تبليغاتX
میعادگاه زیباترین ترانه ها
مجموعه ترانه های شیرین و تلخ
گريه بس كن نمي خوام
زير بارون بشينم
با سر انگشتاي نازت ابراي زلفاتو رد كن
تا كه خورشيدو ببينم
سرو شيراز تويي تو
مايه ي ناز تويي تو
تو كه بهتر از اميدي
تو كه خوشتر از نويدي
تو كه خوبي تو كه نازي
اي كه با غصه بسازي
زندگي خواب و خياله مگه نه
همه چي رو به زواله مگه نه
عمر جاودان محاله مگه نه
عمر جاودان محاله
زندگي يك نفسه
غم بيهوده بسه
تلخي عمرو به شيريني شادي ببخش
شاديا پشت درن
خنده ها منتظرن
آخه تاريكي مي ميره تا بخنده سحر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:28  توسط ماهك  | 

زندگی روز و شباش قشنگه همیشه
زندگی بدون هم چی میشه ؟ نمیشه
آتیش غمهات به مویی بنده نسوزی
خنده کن دنیا به روت بخنده یه روزی
اخماتو وا نکنی بخت تو هم وانمیشه
روشو که کم نکنی زندگی زیبا نمیشه
غصه ی امروز و فردا رو نخور که می گذره
غصه ها رنگ بهارو از دلامون می بره
می دونی که زندگی به خوب و بدهاش می نازه
هرکی باش لج بکنه لحظه هاشو مفت می بازه
زندگی عمر گله نجنبی غیبش می زنه
هرکی به گل دست بزنه شاپره نیشش می زنه
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 23:34  توسط ماهك  | 

یه قصه ی قدیمی یه قصه گوی خسته
وقتی بابا نداری نوشتنش رو تخته
چه سخته چه سخته
وای بابا ندارم بابام چشماشو بسته
بابا چشماتو واکن ببین قلبم شکسته
چه سخته چه سخته
نوشتن بابا رو تخته
خدا بابام نمرده بابا اهل نبرده
یه گوشه ای می میرم اگه که برنگرده
بابا چشماتو واکن
بابا منو نگاه کن
ببین دلم شکسته
بابا لباتو واکن
بابا منو صدا کن
آب بابا چه سخته نوشتنش رو تخته
وقتی بابا نداری
گفتنشم چه سخته
آب بابا خداحافظ رفتی بابای خوبم
می خوام برم رو خورشید عکس تو رو بکوبم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 23:25  توسط ماهك  | 

بوسه ی باد خزونی با هزار نامهربونی
زیر گوش برگ تنها میگه طعمه خزونی
برگ سبز و ترو تازه رنگ سبزشو می بازه
غرق بوسه های باد و وحشت روزای تازه
می کنه دل از درخت و میشه آواره ی کوچه
کوچه ای که یادگار روزای رفته و پوچه
میشینه گوشه ی کوچه چشم به آسمون میدوزه
می کنه یاد گذشته دلش از غصه می سوزه
یاد باد یاد گذشته شادباد
این دل زرد و تهی در حسرت دیدار باد
یاد روزایی که کوچه زیر سایه ی تنم بود
مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه ی باد چی بگم ای داد و بی داد
همه زردی و تباهی مردن و رفتن از یاد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 20:43  توسط ماهك  | 

پرسه در خاک غریب پرسه ی بی انتهاست
هم گریز غربتم زادگاه من کجاست
تو شبای پرسه ی دلواپسی که می خوام دنیارو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم
به کدوم لهجه تورو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام
توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف میشه بهم رسید
همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام
گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله واپسین وداع
غزلای عشقو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها محله ها
اینجا دفترچه های بی خاطره ان
برام از خاطره سنگری بساز
بید بی ریشه رو شنباد می بره
نسل بی گذشته رو خاک غریب
مثل شخم کهنه از یاد می بره
می خوام از باغچه سبز اونروزا
سبد خاطره هامو پرکنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن
شهر سالخوردگیامو پر کنم


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:19  توسط ماهك  | 

توی صحنه ی غریب زندگی
همه مون در نقش یک بازیگریم
با همیم تو بازیای روزگار
از درون هم ولی بی خبریم
زندگی تولد یه خاطره است
انگاری شروع یک نمایشه
کاشکی از دنیا و این خاطره ها
سهم ما تموم خوبیا بشه
توی پشت صحنه ی دنیای ما
خوبی و بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطره است
از تمام قصه های روزگار
بهتره به قلبامون دروغ نگیم
زندگی هرطور که باشه می گذره
من و تو مسافریم تو این روزا
مثل خورشید تو نگاه پنجره
همه مون پشت نقاب صورتک
همیشه از صبح تا شب قایم می شیم
واسه پنهون کردن گریه هامون
روی قلب و روحمون خط می کشیم
اگه باز از روزگار دلت گرفت
لحظه ها ثانیه ها ابری شدن
بیا با من بیا با من
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 21:1  توسط ماهك  |